تبليغاتX
ESHTAR_TATA - بزرگراه

ESHTAR_TATA

زندگی جاریست...

مردي آرام ، پشت پرده
چشم به هيچ جهت دارد
پرنده در فصلي ديگر درون قصر جادويي
چشم به راه باران
و يوسفي از ناصره با نامي اشتباه
به سمت هيچ جهت مي رود
و دل در اعتراف گناه
يادداشتي براي رفتن داشت
و او مي رود و در امتداد بزرگراهي غريب
در نواي ني، گريه شعر را مي سرايد
تا براي من و تو از لبخند سيب بگويد

محمد حسين ابراهيمي

+نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت10:20 قبل از ظهرتوسط tata | |