تبليغاتX
ESHTAR_TATA - نیمکت

ESHTAR_TATA

زندگی جاریست...

پنجره به انتظار نشسته است
در انتظار لحظه هاي ناب
که از سکوت ژرف قاصدک
نوايي از اميد و آرزو رسد
و سرنوشت آنچنان در نبرد
با غرور و  من که بشکنيم
و باز پچ پچ دقيقه ها
خبر ز دير شدن مي آورد
کوله بار سيب سرخ را بيار
که آرزوي دل سقوط مي کند
و پازلي که از هم گسسته است
مي روم...
نيمکت مرا صدا مي زند

عالیه بهزادی

+نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت10:15 قبل از ظهرتوسط tata | |