تبليغاتX
ESHTAR_TATA

ESHTAR_TATA

زندگی جاریست...

کويري در ميان آتش و آشوب درياها
لباني خشک و سوزان در دل نمناک روياها
نبردي بين تيغ و تير و خون و ياس
نگاهي از دل افلاک بر دستان يک احساس
گلي پرپر ، دلي خون ، واژه اي مرده
نگاهي سرد ، لبی خشک و گلويي تير خورده
غم و اندوه بي پايان ميان خاک و خاکستر
دل غمگين و پاي خسته و تن هاي بي سر
کلام حق ميان غنچه هاي خشک لبهايش
سکوتي سرد در اوج غوغاي تماشايش
ميان خاک و خاشاک و شب و غربت
غم داغ و فراق و عطر تربت...

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت5:27 بعد از ظهرتوسط tata | |

من در اين تاريکي
فکر آن تک گل سرخي هستم
که مرا تا ابديت برده
و روان دل غمگيني را
شاد و سرخوش
به اميد جستن
از دل خاک به سمت آبي...
او در اين نزديکي است
که مرا نيز فرا مي خواند.

+نوشته شده در شنبه 7 دی1387ساعت9:23 بعد از ظهرتوسط tata | |