تبليغاتX
ESHTAR_TATA

ESHTAR_TATA

زندگی جاریست...

در انتهاي جاده اي تاريک
دل در عبور لحظه هاي ناب
مي رفت و مي شست از نگاه ما
روياي زيباي رهايي را
دل در نگاه ساده رويا
موجي ز ترس و دلهره انباشت
رويا به دنبال دلي آرام
در بند زندان جدايي ها
کابوس شوم مرگ را مي ديد
اما در اين تاريکي سخت جدايي ها
نوري ز عمق شعله هاي شب
بانگي ز آزادي رويا داشت
تنها سوار مرکب خورشيد
از سوي فصل مهرباني ها
در موج نمرود و تن آتش
دستي به جنس ياس و ميخک داشت
او آمد و با دستي از روح خدا
زخم کابوس جدايي گشت و....رفت.

 

تقدیم به روح بلند روح خدا

+نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت10:7 قبل از ظهرتوسط tata | |

دل چه رنگي دارد؟
آب،آبي،آسمان،دريا...
دل تو رنگ غروبي سرخ است،
سرخي آتش سوزان؟
يا که مثل دل من
آبي روشن خوشرنگ زلال درياست؟
گفته بودي شايد:
دل من رنگ اقاقي هايست
که سر زلف تو را
بوسه چين خواهد کرد
يا که همرنگ بلور....
شبنم ناز سر شبدرهاست!
ولي من مي گويم:
دل تو رنگ تلاطم،
رنگ زيباي صداقت،
آبي دريايست...

+نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت7:18 بعد از ظهرتوسط tata | |

قشنگ ترين روياي من
نگاه گيراي تو... ‌
تو لحظه هاي عاشقي
دل، مال چشمهاي تو
دل اسير و عاشقم
پي تمناي تو...
دست حقير و غمزدم
دنبال درياي تو...
تمام حرفهاي دلم
تقديم دنياي تو...

+نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت7:21 بعد از ظهرتوسط tata | |