|
سرودند چشمان مرا، آن نگاه تو
و باز گوش من و آن صدای تو دلم به انتظار آن دو چشم سیاه،ملتهب شده است و قلب روشنی که پس از تو منقلب شده است شبی که امید و انتظار، مرا به صبح رساند و در نگاه پر غم من به جز تو هیچ نماند منم آن هیمه نیمه سوخته در دل شب بیا و بسوزان به سوز هجر و عشق و تب
|
About![]()
Home
|